تجربه خشونت مستند آمریکا بولینگ آمریکایی

تجربه: خشونت مستند آمریکا بولینگ آمریکایی دونالد ترامپ اخبار فرهنگی و هنری

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی مردم، رقبای روحانی را باور نکردند / علی ربیعی

انتخابات ٢٩ اردیبهشت ٩٦، فقط یک انتخابات نبود؛ شیوه واکنش‌ها نامزدها و محافل برابر روحانی، تلاش همه‌جانبه جهت یک‌دوره‌ای‌شدن رئیس‌جمهور مستقر، نادیده‌گرفتن کاره

مردم، رقبای روحانی را باور نکردند / علی ربیعی

علی ربیعی : مردم، رقبای روحانی را باور نکردند

عبارات مهم : سیاسی

انتخابات ٢٩ اردیبهشت ٩٦، فقط یک انتخابات نبود؛ شیوه واکنش‌ها نامزدها و محافل برابر روحانی، تلاش همه جانبه جهت یک دوره ای شدن مدیر جمهور مستقر، نادیده گرفتن کارها صورت گرفته در چهار سال گذشته آن هم بعد از هشت سالی که خود اصولگرایان مسئول مستقیم آن بودند و ده ها اتفاق ریز و درشت دیگر، واکاوی رویدادهای آن را مهم کرده هست.

علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در گفت وگو با شرق ، به بررسی متن و حاشیه انتخابات پرداخت. مسئول دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در دوران اصلاحات، به باعث تجربیات خود در کرسی دانشگاه و البته ارتباط تنگاتنگ با حوزه کار، دارابودن نظریات در حوزه های رفاه و مبارزه با فساد، گزینه حسن روحانی جهت تصدی وزارتخانه ای مهم در دولت یازدهم شد. نویسنده کتاب «جامعه شناسی تحولات ارزشی»، در چهار سال گذشته ازجمله مدافعان جدی مدیر جمهور و گفتمان دولت یازدهم بود و در حوزه های مزد، رفاه، آسیب های اجتماعی، بهزیستی و حتی بنگاه داری، دستاوردهای قابل توجهی به ارمغان آورد.

مردم، رقبای روحانی را باور نکردند / علی ربیعی

معمولا بعد از اعلام نتیجه های هر انتخاباتی به خاص انتخابات ریاست جمهوری، بررسی علل موفقیت یا عدم موفقیت جریان ها یا حداقل، تحلیل گفتمان حاکم بر آن انتخابات که موجب جلب رأی اکثریت شد، در دستور کار قرار می گیرد. راجع به انتخابات ٢٩ اردیبهشت چه نظری دارید؟

هر انتخاباتی تعدادی خبر دارد فارغ از اینکه چه کسانی شاد می شوند و چه کسانی غمگین می شوند انتخابات جهت هر کدام یک خبر دارد. این خبر ها درواقع به زمینه های اجتماعی آرا، علل واکنش‌ها رأی دهندگان، ارزش هایی که در جامعه جاری شده، خواست ها و نیازهای رأی دهندگان و کانون های گفتمانی مطرح شده است در انتخابات مرتبط هستند. یک نظام هوشمند باید بعد از هر انتخابات اطراف این پرسشها بررسی و مداقه داشته باشد چراکه در غیراین صورت انتخابات به یک اتفاق چهارساله که فقط یک ماه فضای عمومی کشور را تحت الشعاع قرار می دهد و اثری بر جهت گیری و رویکردهای کلان کشور ندارد، بدل می شود.

شما آرای انتخابات اخیر ریاست جمهوری و شوراها را چگونه تحلیل می کنید؟

انتخابات ٢٩ اردیبهشت ٩٦، فقط یک انتخابات نبود؛ شیوه واکنش‌ها نامزدها و محافل برابر روحانی، تلاش همه‌جانبه جهت یک‌دوره‌ای‌شدن رئیس‌جمهور مستقر، نادیده‌گرفتن کاره

ما با سه گروه در واجدان شرایط رأی مواجه هستیم. بیش از ٢٣ میلیون رأی موافق با روحانی. ١٥ میلیون رأی به رقیب گفتمانی و ١٥ میلیون هم کسانی که در انتخابات شرکت نکردند. از طرفی امسال با تمهیدات انجام شده است به خاص به علت ثبت اطلاعات رأی دهندگان میزان دقیقی از واجدان رأی دهندگان به دست آمد. به هرحال در تحلیل آرای این انتخابات باید دقت کنیم. این انتخابات نیازمند تحلیل های عمیقی هست، جامعه شناسان، اقتصاددانان، محققان علوم سیاسی و روان شناسان اجتماعی هریک از منظر خود می توانند و باید این انتخابات را تحلیل کنند.

تکلیف اپوزیسیون در این انتخابات کاملا مشخص بود و تغییراتی که در نحوه برخورد گروه هایی که فقط به فکر براندازی بودند، مشهود بود. به این معنا که آنها هم وارد عرصه همکاری شدند. حتی گروه هایی از چپ مارکسیستی که مطالبه گری هم داشتند به همکاری تشویق می کردند.

این یک دستاورد است هرچه از افرادی که به فکر به هم خوردن بنیادی هستند کم شود جامعه ثبات بیشتری دارد و به سمت توسعه سریع تر حرکت می کنیم. از سوی دیگر بعضی افراد که تفاوت های نظری عمیق با نظام سیاسی داشتند یا نسبت به پرسشها سیاسی بی تفاوت بودند، نیز آمدند و همکاری کردند. طیفی از نویسندگان و بازیگران و صورت های معروف که هر لحظه معترض بودند به پای صندوق های رأی آمدند و این اتفاقی است که نباید از آن غافل شویم و اینها دستاوردی است که به نظر من به کیفیت آرا مربوط هست. من هر لحظه اعتقاد بودم در کشورهای شبیه ما ثبات یک زیرساخت جهت رشد، توسعه و تحولات بزرگ اجتماعی است و بی ثباتی دو گام به عقب است.

مردم، رقبای روحانی را باور نکردند / علی ربیعی

به نظر شما سمت وسوی تحولات در کشور عزیزمان ایران به سوی ثبات است؟ یعنی می توان از روند انتخابات در ایران، چنین نتیجه ای گرفت؟

تحولات در دل ثبات یعنی عوض کردن دائم در خوابیدن با ثبات می تواند الگویی موفق جهت کشورهایی مانند ما باشد. اگر من با تئوری اصلاحات موافق بودم این چنین تلقی داشتم اصلاحات تغییری است که در بستر ثبات شکل می گیرد. در ثبات یک نظام سیاسی و ثبات کشور و ساختارهای بنیادی، ساختار شکنی شکل نمی گیرد ولی تغییرات مطلوب اتفاق می افتد. ولی در تحلیل آرای نامزدهای انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری طبق نظریه (گراف یک) می توان این چنین تبیین کرد:

١- روحانی از همه حوزه ها رأی کسب کرده هست. البته بخش عمده ای از رأی روحانی از ربع اول یا بخش مشارکتی بود. ربع اول نیازهای منزلتی دارند نیازهای اجتماعی اوج دارند و به دنبال سهم همکاری جویی اوج هستند و با انسداد اجتماعی مخالف و به دنبال گشایش اجتماعی هستند، مخالف محدودیت های فرهنگی- اجتماعی هستند و به دنبال تحول و ترکیبی از آزادی های همکاری جویانه و اقتصادی هستند. (رأی آنها ایجابی است) – البته قاعده کلی نیست. بخش مهم دیگری از رأی روحانی از ربع دوم بود که نیازهای خاص خود را در بخش سیاسی و اجتماعی دارند. شاید بتوان بیان کرد یک علت حضور و همکاری ربع دوم در انتخابات به خاطر وحشت از پدیده ای که کشور را به عقب می برد، بوده هست. این گروه منزلت خواه هستند، نگاه انتقادی بیشتری دارند و در طیفی از تغییرخواهی رفتاری تا اندکی عوض کردن ساختاری دارند. براساس استمرار انتخابات ها از حجم افرادی که دنبال ساختار شکنی هستند کاسته شده است هست. یکی از وجوه مهم در انتخابات ٩٦ این بود که افرادی آشنا شده است به سمت ابتدای طیف و حتی ربع اول بوده است.

انتخابات ٢٩ اردیبهشت ٩٦، فقط یک انتخابات نبود؛ شیوه واکنش‌ها نامزدها و محافل برابر روحانی، تلاش همه‌جانبه جهت یک‌دوره‌ای‌شدن رئیس‌جمهور مستقر، نادیده‌گرفتن کاره

اتفاق خوب این است که در انتخابات ٩٦ اینها به درستی فکر کردند در بستر نظام هم می توانند مطالبات خود را داشته باشند و به سمت شورشگری نمی روند. در این انتخابات این افراد احساس کردند کاندیدای پیروز بخشی از خواسته های آنها را برآورده می کند.

بخشی دیگر از آرای دکتر روحانی در ربع سوم بودند (بی تفاوت ها – یا آرای خاموش و خاکستری). وجه ظاهر این افراد زیاد جنبه فرهنگ عمومی دارد. تعارضات اینها با آشنایی سیاسی زیاد در حوزه فرهنگ است.

مردم، رقبای روحانی را باور نکردند / علی ربیعی

این گروه معمولا در آینده انتخابات مؤثر هستند. با هنجارهای کاملا متفاوت با هنجار رسمی زندگی می کنند؛ به خاص به حوزه فرهنگ میل به دارند. با هنجارهایی زندگی می کنند که خودش یک طیف هست، هنگامی که وارد زندگی اینها می شوید فکر می کنید که با جامعه دیگری طرف هستید. فرایند ارتباطات و فرایند جهانی شدن کمک کرده که ربع های دوم و سوم به شکلی بیندیشند که در حقیقت فاصله خودشان را با فرایند ارتباطات و هنجارها و ارزش های رسمی فرهنگی زیاد کنند و می توانند شبکه ای از زندگی اجتماعی ایجاد کنند و خودشان هم شبکه شده است اند درحالی که قبلا این وقت را نداشتند، قبلا افراد منفعل و جزیره ای بودند الان شبکه شده است اند. من تعبیر سرزمین مجازی را جهت اینها به کار می برم.

نامزدهای جریان برابر هم به دنبال استفاده از این طیف بودند. به نظر شما چقدر از آرای نامزد رقیب دکتر روحانی، متعلق به این طیف است؟

بله، آقای رئیسی هم می خواست از این طیف رأی بگیرد به عنوان نمونه ملاقات با تتلو جهت رأی گرفتن به خاطر رأی این گروه بوده ولی موفق نشد. این گروه هم در زمره سبد رأی دکتر روحانی محسوب می شوند. پدیده تتلو (اینجا ما با فرد کاری نداریم نه تأییدش می کنیم و نه تکذیب)، بلکه با برچسب کار داریم. بعضی از حوادث پدیده های انتخابات می شود و ما راجع به پدیده صحبت می کنیم و نه آن فرد. افرادی مانند تتلو یا رپ خوان ها، فالوئرهای میلیونی دارند و این تفکر وجود دارد که این افراد می توانند فالوئرهای خود را به انتخابات و رأی دادن ترغیب کنند درحالی که فالوئرهای این افراد گرایش سیاسی ندارند. و این تلقی اساسا از اصل غلط بوده. طیف هنرمندانی که به سمت روحانی آمدند از ربع اول یا دوم بودند که اعتمادبه نفس جهت خود دارند و مایه های اساسی را در درون خود دارند و به نسبت هایی اعتماد به نظامشان کم یا زیاد هست. در این ربع افراد تعیین کننده هستند.

سه ربع را مورد تحلیل قرار دادید. ربع چهارم از نظر شما، کدام است؟

روحانی از این ربع هم رأی گرفت و البته به مقدار کمتر ولی عمدتا آقای رئیسی به طور سنتی از ربع زیاد رأی می گیرد. تحلیل من نشان می دهد که این پایگاه در کشور بعد از جنگ شکل گرفت. رفتارهای اعتقادی و ایدئولوژیک آنها با کنش های سیاسی همراه شد و بعد از جنگ جدی تر شد و دوگانه های تازه ساخته شد و اینکه چقدر این دوگانگی به نفع نظام سیاسی است را نمی خواهم وارد شوم ولی این اتفاق رخ داد.

ما بعد از جنگ که جلو آمدیم در آن موقع آرا با افرادی که با ایدئولوژی و ارزش های ناب و نظام سیاسی کشور عزیزمان ایران را ساخته بود به صورت ترکیبی بود. بعد از جنگ بعضی از اینها رفتند جناح چپ و راست را تشکیل دادند. بعد جلوتر آمدند و دوگانه اصلاح طلب -اصولگرا شکل گرفت. الان هم در اشکال تازه و تعاریف تازه در دوره های متفاوت مطرح می شوند. جریان هایی مانند اعتدال هم مطرح می شوند و هویتی از هر کدام از اینها را با خود همراه می کند. بخشی از اصولگرا و اصلاح طلبی را در خود می گیرند. دو سر طیف این گروه ها را با خود همراه می کند.

آرای رئیسی به عنوان نامزد اجماعی جریان مخالف دولت، در کدام ربع قرار می گیرد؟

درخصوص آرای آقای رئیسی باید گویم که بخشی از رأی رئیسی از ربع اول است ولی عمده آن از ربع چهارم هست. در اینجا بحث دیگری داریم فرای اصولگرایی و اصلاح طلبی و این کاریزمای خود کاندیدا هست. این رأی می تواند به هر کسی که نماینده آن جناح باشد تعلق بگیرد. این رأی را می توان بخشی از پایگاه ثابت اصولگرایی در کشور تحلیل کرد. رئیسی موفق شد بخشی کوچک از آرای ربع دوم را هم کسب کند. بخشی از افرادی که در ربع سوم هستند مانند حاشیه نشین ها کاری به دولت ندارند، سیاسی نیستند و اعتراض آنها خصلت سیاسی ندارد ولی ناراضی اند و تغییرخواه هستند (تغییرخواهی سه جور است تغییرخواه سیاسی، منزلتی و معیشتی).

بخشی از رأی رئیسی از این طیف بود و آن هم به خاطر تخریب دولت بود ولی آیا نتوانست زیاد رأی بگیرد آن هم به خاطر اینکه فقرای شهری شعارهای رئیسی و قالیباف را در فقر باور نکردند و هیچ برنامه ای ندیدند و هنگامی که واقعیت های اجتماعی باز شد فکر کردند دولت فعلی مسیری باز کرده که می تواند جهت اینها بافایده باشد و به سمت روحانی بازگشتند. نسبت به اصل ٢٥٠ هزار تومان و امکان پذیری آن روشنگری شد. در این بخش روشنگری های مدیر مجلس و همچنین نامه اقتصاددانان برجسته کشور نقش مهمی ایفا کرد.

چقدر نقش کاریزما را جهت خود کاندیداها قائل هستید؟

شکی نیست بخشی از آرا به کاریزمای شخص ریخته می شود. جهت مثال شهید بهشتی یک کاریزمای واقعی بود. مرحوم آیت الله هاشمی نیز کاریزمای خاص خودش را داشت کمااینکه سیدمحمد خاتمی نیز دارای این خصوصیت هست. روحانی نیز در دور دوم به سمت شخصیت کاریزماتیک پیش رفت. ولی آقای رئیسی هنوز به شخصیت کاریزماتیک نرسیده است.

با نیم نگاهی به این تقسیم بندی، استفاده از یک خواننده خاص، به تقویت آرای رئیسی منجر شد یا تضعیف آن؟

حتما ضربه زد چون پایگاه رأی رئیسی زیاد ربع چهارم بود و بنا بر ارزش های خاص ایدئولوژیک پایبندی به کاندیدا داشت و کسی از این گروه نمی تواند بپذیرد تتلو با این ارزش ها سازگاری دارد.

و آیا تأکید دو نامزد مهم جریان برابر پیش از کناررفتن قالیباف از عرصه بر وعده های اقتصادی و فقیر جلوه دادن کشور و حمله به دستاوردهای دولت، رأی ساز یا گفتمان ساز بود؟

دقت کنید هر لحظه طبقات اجتماعی راجع به مفاهیمی نظیر عدالت، برابری، مبارزه با فقر و آزادی، خاستگاه خود را دارند که فارغ از هرگونه طیف بندی، کاندیداهایی که در این حوزه ها بتوانند اعتماد جلب کنند موفق به کسب آرای زیاد می شوند. در هر دوره ای موارد فوق الذکر پایگاه های خود را دارد. مهم این است که چه کسی باورپذیری را بین مردم ایجاد کرده هست. در این دوره از انتخابات، مخالفان دولت روحانی با وجود تخریب زیادی که جهت زدن این پایگاه های رأی دولت انجام داده اند، موفقیتی کسب نکردند. مواردی نظیر اشرافیت، حقوق های نجومی و شرکت های درگیر کارهای اقتصادی از سوی رقبا مطرح شد.

در این چارچوب صداوسیما نیز به طور غیرمستقیم بر این طبل ها کوبید. جنگ روانی ٩٦درصدی و چهاردرصدی نیز دقیقا در این راستا مطرح شده است بود. ولی به چند علت این جنگ روانی اثر تعیین کننده نداشت؛ علت اول این بود که مباحث و مصادیق جنگ روانی به دولت نچسبید و باور عمومی ایجاد نکرد. بازنشستگان و دهک های پایین با وجود انتقاد و اعتراض هایی که داشتند مقداری اصلاح اوضاع خود را با این دولت حس کرده بودند. فقرا و گروه های آسیب پذیر به این باور نسبی رسیده بودند که این دولت در مقابله با فقر و توانمند سازی فقرا هدفمند و دارای برنامه است که این برگ برنده دولت بود. از سوی دیگر شعار دهندگان صرفا تخریب کردند بدون اینکه برنامه جایگزین ارائه دهند. توصیه دیگر این بود که سوابق و گذشته کاندیداهایی که بعضی شعارها را مطرح می کردند تطابق ناقل و گفتمان ایجاد نکرد.

از سوی دیگر گفتمان محرومیت که رئیسی مطرح کرد اصلا خصلت گفتمان ندارد چراکه گفتمان یک شبه ایجاد نمی شود، بلکه فرایندی است که در بطن جامعه براساس بستر واقعی شکل می گیرد. چه گفتمان فرهنگی، چه گفتمان اقتصادی و چه گفتمان محرومیت باید در بستر واقعی جامعه شکل بگیرد و دال هایی ساخته شود که همراه با حامل گفتمان و کسی که می خواهد گفتمان را جلو ببرد با گفتمان گره خورده باشد.

ما هنگامی که راجع به پدیده ای صحبت می کنیم در مورد ابعاد واقعی و ظاهری پدیده صحبت می کنیم که گفتمان گفته نمی شود و نوع نگاه کلاسیک و مدرن این است که در مورد پدیده آنچه می بینیم تشریح می کنیم و هنگامی که راجع به گفتمان صحبت می کنیم پدیده را در بستر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خودش مورد گفت وگو قرار می دهیم نه به عنوان آنچه از ظاهر پدیده می بینیم. بنابراین گفتمان جهت شکل گیری باید در بستر خود مورد بررسی قرار گیرد. رئیسی نمی تواند نماد گفتمان محرومیت باشد چون برنامه، تئوری و باورپذیری نداشت. اگرچه اگر ممارست به خرج دهد شاید بتواند گفتمان ایجاد کند.

چرا شیب آرای قالیباف رو به پایین حرکت کرد و در نظرسنجی ها افت کرد؟

کسی که راجع به پدیده ای می خواهد صحبت کند و گفتمان تولید کند، باید شبیه آن پدیده باشد و باور پذیری ایجاد کند درحالی که آقای قالیباف نه سابقه اش، نه برنامه هایی که دنبال می کرد و نه شکل بیان ایشان که مصنوعی و تخریبی بود و اثر منفی هم داشت، فایده ای نداشت. چون تخریب ممکن است از آرای طرف برابر بکند ولی به آرای تو اضافه نمی کند. قالیباف به دنبال تخریب طرف برابر بود و نه اثبات خودش. او دنبال رأی تخریبی بود. او حتی در تاکتیک هم اشتباه کرد چون تخریب را سریع شروع کرد. قالیباف گفتمان ایجابی نداشت و کسی حرف هایش را باور نمی کرد. نقطه اتکای خود آقای قالیباف در شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران بود و سابقه عمرانی، که روی آن هم نایستاد و اگر در انتخابات می ماند آرای کمی می داشت و هوشمندی کرد که از انتخابات خارج شد. انصراف قالیباف زیاد از همه به نفع خودش بود.

هر انتخاباتی با یک خبر در اذهان مردم می ماند. به نظر شما این انتخابات چه پیامی داشت؟

من قبلا نقش شعارهای انتخاباتی را در تحولات جامعه شناسی ارزشی مورد بررسی قرار دادم و به دنبال ارزیابی تغییرات ارزشی بودم و کتابی هم در این زمینه نوشته ام. شما بعد از فوت امام راحل انتخابات مجلس چهارم را شاهد هستید که مردم هاشمی را نماد بازسازی قلمداد کردند و این یک عوض کردن بود و نیاز مردم با هاشمی همراه می شود. هاشمی که همراه رهبری است و کشور عزیزمان ایران را وارد دوره تازه می كند و دوره های چهارم محمد جواد لاریجانی، ابوترابی و حسینی برنامه «اخلاق در خانواده» نفرات اول در پایتخت کشور عزیزمان ایران شدند. هیچ کس به زندانی قبل از انقلاب رأی اول را نداد درحالی که قبل از مجلس چهارم بیشترین شعار انتخاباتی مبارزه با آمریکا، سابقه انقلابی و حمایت از جنگ بود.

ابوترابی تنها نماد جنگ بود و مردم می خواهند به جنگ احترام بگذارند بنابراین به او رأی می دهند. ولی ناطق نوری، روحانی زندانی قبل انقلاب کتک خورده و زجرکشیده انقلابی به دور دوم می رود. این تغییرات ارزشی هست. در انتخابات ٩٦ چیز مهمی که اتفاق افتاد این بود که همه حرف ها در روی زمین زده شد و عرفی گرایی بود که اندیشمندان، جامعه شناسان و اقتصاد دانان باید به آن بپردازند.

عرفی گرایی مطالب مطرح شده است باعث شد مردم بتوانند برنامه ها و شعارهای کاندیداها را بررسی و نقد کنند. عجیب است که در برنامه های انتخاباتی کاندیداهای رقیب دولت بحثی از ارتقای فرهنگ یا گسترش معنویت نبود. از ریاضت اقتصادی سخن نگفتند. همگی با برجام همراهی کردند چون رابطه برجام و زندگی معیشتی مردم مشخص بود. از دو برابرکردن یارانه ها سخن گفته شد ولی از مبارزه با امپریالیسم چیزی گفته نشد. بیش از اين نمی گویم ولی جامعه شناسی تحولات ارزشی را دوباره خواهم نوشت.

درباره نوع مواجهه کاندیداهای رقیب با دکتر روحانی، انتقاداتی مطرح شد. در سوی برابر عده ای می گفتند این عین سیاست است و اتفاقا خوب است افرادی که داعیه قدسی کردن مسئولیت در کشور عزیزمان ایران را داشتند، خودشان سراغ دم دستی ترین حربه جهت ضربه به مدیر جمهور مستقر و حتی دستاوردهای ملی رفته اند. شما نظر کدام یک را تأیید می کنید؟

آنچه من از گفتمان یکسان در این انتخابات بین کاندیداها گرفتم، اشتغال، معیشت و زندگی روزانه مردم، فساد، تعامل سازنده و مقداری محیط زیست نه به مفهوم شیک، بلکه مفهومی از محیط زیست که آن هم زمینی و با گردوخاک خوزستان هست، همراه بود. مفهوم شیک و انتزاعی نبود، بلکه مردم در زندگی خودشان احساس کردند. این به نظر من اتفاق بزرگی بود. چون رئیسی و روحانی نگفتند که می خواهیم ارزش های فلان را پیاده کنیم. چقدر راجع به فرهنگ صحبت شد؟ من اتفاقا دو آخر نامه به دانشجویان دکترا پیشنهاد کرده ام که انجام شود. من اعتقاد دارم اتفاقا این انتخابات نه تنها فرهنگی نبود، بلکه یک انتخابات ضدفرهنگی بود همراه با تخریب اخلاق. ببینید چقدر تخریب اخلاقی صورت گرفت.

تخریب اخلاق به چه معنا؟

تخریب اخلاق به این معنی که شما حتی به فرزند خودتان می گویید دروغ نگو ولی شما به آسانی در تلویزیون در ایام تبلیغات مشاهده کردید واژه هایی نظیر کثیف و دروغ گو به کار برده شد و از واژه هایی استفاده شد که ما به کودکانمان می گوییم به کار نبرند.

چرا با وجود همه حمله ها و تخریب ها، دکتر روحانی بار دیگر به عنوان مدیر جمهور از سوی اکثریت جامعه کشور عزیزمان ایران پذیرفته شد؟

اولا چون بسترهایی که در دولت روحانی جهت ارتقای اوضاع مردم و عزت بخشیدن به کشور عزیزمان ایران و ایرانی مهیا شده است بود را مردم باور کردند. ثانیا تخریب ها نتیجه تصویر داد. مردم طرف برابر را باور نکردند و با طرح شعارهایی بی اعتبار نظیر دادن یارانه ٢٥٠ هزارتومانی احساس تحقیر کردند.

یکی از اتهامات به دولت یازدهم، اشرافی گری و نرسیدن به وضع اقشار آسیب پذیر بود و اینکه مردم، شعار دولت در حمایت از اقشار فرودست را باور یا لمس نکردند. به عنوان وزیری که مسئول این حوزه هستید، چه نظری دارید؟

اتفاقا وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دولت یازدهم، نه به شکل هیجانی و شوک زا و پوپولیستی که به شکل علمی به دنبال برطرف محرومیت و ایده «توانمندسازی» بود. درست به علت درک همین داده ها و قابل مشاهده بودن آن بود که مردم باور کردند می تواند هر سال به طور میانگین حتی با نفت ٣٠دلاری، ٧٠٠ هزار شغل ایجاد شود و شیبی که حقوق ها را بر تورم زیاد کردن می دهد، می تواند استمرار داشته باشد. خود من این را از بسیاری از بازنشسته ها شنیدم یا معلولی که در اولویت مسکن قرار گرفته، راجع به مستمری بگیری که مسمتری سه برابری دریافت می کند و خانواده کودک بازمانده از تحصیل که احساس می کند دیده شده است هست. انواع غربالگری ها ازجمله ژنتیک، بیمه های سلامت و توجه به دهک های پایین شده است و سه سال راجع به این موارد کار و صحبت کردیم و مربوط به ایام انتخابات نبود. ما در لایحه معلولان بیش از آنچه وعده داده شده است بود جهت اصلاح اوضاع معلولان آینده نگری کردیم.

رئیس جمهور در سخنان خود، تأکید کرد مدیر جمهور همه مردم کشور عزیزمان ایران است حتی کسانی که با او مخالف هستند. این یادآور شعار «درود بر مخالف من» مدیر جمهور دوران اصلاحات هست. آیا واقعا این شیوه در دولت دوازدهم دنبال می شود؟

مگر در دولت یازدهم دنبال نشد؟ در کدام دولت، مخالفان این اندازه حق داشتند حتی روند مذاکرات هسته ای را با تندترین نقد ها و حتی تخریب ها، به خطر بیندازند؟ مدیر جمهور باور قلبی خود را گفته هست. همه ما باید به کسانی که به رئیسی رأی دادند احترام بگذاریم و صدای آنها نیز شنیده شود. این مهم هست. من اعتقاد دارم مردم در این انتخابات به وعده ها نه گفتند. مردم به عقلانیت رسیده اند و وعده های قابل اجرا و غیرقابل اجرا را ارزیابی کردند. در این دولت صدای منتقدان شنیده شد و از این بعد هم باید این چنین باشد. اتفاقا باید سخن ١٥ میلیونی که رأی ندادند نیز شنیده شود.

باور من این است که به ملاحظاتی بزرگ درخصوص منافع و مصالح ملی نیاز داریم. کشور عزیزمان ایران باید با قدرت و با انسجام صددرصدی نمایان شود. جهت حل پرسشها کشور به اجماع بزرگ نیاز داریم. به تعبیر امام راحل، ما به «همه باهم بودن» نیازمندیم. این انتخابات با همه پرسشها و اتفاقات و بداخلاقی های صورت گرفته خواهد گذشت ولی مهم آن است که اثرات منفی جدل ها، تنش ها، توهین ها و تخریب ها در فردای بعد از انتخابات بر مردمی که باید به آنها خدمت کنیم و رفاه آنها را زیاد کردن دهیم و صورت فقر را از صورت آنها بزداییم، به کمترین میزان کم کردن یابد. نباید اجازه دهیم مردم مأیوس شوند.

درباره اشتغال، حمایت اجتماعی، محیط زیست و… موضوعاتی از سوی نامزدهای مخالف دولت مطرح شد که بعضی دلواپس هستند به دامن زدن به گسل های اجتماعی و ایجاد مطالبات غیرقابل پاسخ منجر شود. دراین باره چه باید کرد؟

درست است که جامعه از طبقات مختلفی تشکیل شده است است ولی گسل هایی در این انتخابات باز شد. ما در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در ابتدا شروع به دهک بندی و صدک بندی کردیم. ما طبقه میانگین اقتصادی به آن مفهوم نداریم اگرچه طبقه میانگین فرهنگی خیلی مفهوم مهم تری دارد و ما یک طبقه پول دار و طبقه متوسطی که خیلی به هم نزدیک هستند، داریم و دهک های پایین درآمدی. یادمان باشد با ایجاد تضاد در اینها ثبات جامعه به هم می خورد که بعضی کاندیداها به این مسئله پرداختند و گسل های اجتماعی در جامعه سر باز کردند.

گسل قومی رخ نداد و به روحانی رأی دادند و نوعی گسل های فقر و غنا ایجاد شد. به هرحال مشخص است که سیاست ها در سطح کلان باید به سمت کم کردن فقر پیش بروند بدون طبقه بندی. بارها از حاشیه نشینی سخن گفته شد بی آنکه بدانند حاشیه نشینی شهری و روستایی با هم متفاوت هست. این حوزه تخصصی من بوده است.

حاشیه نشین های شهری آمال های متفاوت و تنوع فرهنگی دارند ولی در روستاها سنت ها جاری است و همگونی فرهنگی دارند، حاشیه نشین های شهری از نظر اقتصادی به دِه و از نظر تنوع فرهنگی به جمعیت شهری نزدیکند و زیاد براساس نیازهای معیشتی خود اقدام به رأی دادن می کنند. آرای دِه و حاشیه نشین قابل مقایسه نیست چراکه دِه شرکت رأی دارد در انتخابات مشاهده کردیم که در بعضی روستاها روحانی صد درصد رأی دارد در بعضی ٨٠ یا ٧٠ درصد، بعضی روستاییان طبق سنت رأی و شرکت رأی دِه رأی دادند و در بعضی موارد نیز براساس اوضاع معیشتی و اقتصادی. به هرحال آنچه مهم است اینکه به طور علمی و با زبان عامه فهم، این مطالبات بیان و تحلیل شود.

بهترین لحظه جهت شما در ایام انتخابات، چه بود؟

بهترین لحظات زمانی بود که مردم اعتراض می کردند. روزی که کارگران در حرم امام از معیشت گفتند و البته بعضی هم سوءاستفاده کردند و همچنین در معدن یورت زمستان که معدنچیان بدون لکنت اجازه پیدا کردند که حرف بزنند و اتفاقا در روستای قشلاق نزدیک ترین دِه به معدن بیشترین رأی را هم روحانی آورد. روستاهای اطرافش را کاری ندارم منظورم همان روستای قشلاق هست. به هرحال حرف های انتخابات هر دو ١٥ میلیون را باید بشنویم و برنامه داشته باشیم، کیفیت رأی در این انتخابات بسیار اوج بود همه آمدند.

همه باید خبر انتخابات را بشنوند که نه گفتن به وعده و شنیدن صدای منتقدان و جهت نسل فردا حرف زدن نشان می دهد جامعه از کوتاه بینی عبور کرده مصداقش هم نه به وعده ها بود و نشان از عقلانیت داشت و مسئولیت جهت نسل آینده، که جهت من بسیار شیرین و یک اتفاق مهم است و بحث های عرفی کردند و تغییرات ارزشی و کاندیداها روی زمین آمدند و تغییرات ارزشی ای که در جامعه مشهود و معلوم است که ارزش های جامعه چیست و اصرار مردم جهت رأی دادن که نوعی بلوغ ملی را در انتخابات نشان می دهد. حتی همکاری ایرانی های خارج از کشور مهم بود که نشان از اهمیت امنیت و صلح دارد. مشخص است از نوع رأیی که دادند فضای امن و ثبات دارای اهمیت است و مهم تر اینکه ساختارشکنی نشد و در مراسم خوش حالی های خیابانی هم هیچ واکنش‌ها ساختارشکنانه ای دیده نشد و دایره همکاری بزرگ شد و از شورای مقاومت ملی تا جبهه ملی در آن هست.

واژه های کلیدی: سیاسی | انتخابات | حسن روحانی | دولت روحانی | دکتر روحانی | انتخابات مجلس | آسیب های اجتماعی | انتخابات ریاست جمهوری


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs