تجربه خشونت مستند آمریکا بولینگ آمریکایی

تجربه: خشونت مستند آمریکا بولینگ آمریکایی دونالد ترامپ اخبار فرهنگی و هنری

گت بلاگز اخبار اجتماعی پایتخت کشور عزیزمان ایران ٣ برابر گرانتر اداره شد

تشخيص اينكه كسي مي‌خواهد براي زمين بازي به شورا بيايد با كسي كه واقعا براي خدمت مي‌آيد كار سختي است

پایتخت کشور عزیزمان ایران ٣ برابر گرانتر اداره شد

پایتخت کشور عزیزمان ایران ٣ برابر گرانتر اداره شد

عبارات مهم : اداره

تشخيص اينكه كسي مي خواهد براي زمين بازي به شورا بيايد با كسي كه واقعا براي خدمت مي آيد كار سختي است

به گزارش شهروند ؛ تهراني كه در گذشته باغ شهر بود، انارستان، چنارستان و باغ پونه داشت حالا ديگر نه انار دارد نه باغ هاي پونه و به جاي آن با ترافيك و انواع آلودگي ها دست به گريبان هست. ظرفيت هاي زيستي و صنعتي پایتخت کشور عزیزمان ایران ٧٣٠ كيلومتري از خيلي وقت پيش پر شده است است و جمعيت آن تقريبا ٣ ميليون نفر بيشتر از ظرفيت آب شرب و خدمات سكونتي آن است كه هنوز هم هشدارهايي فراتر از فاجعه پلاسكو را در پيش رو دارد. ولی آيا اين شهر جاي زندگي كردن هست؟ بهترين باغ هاي پایتخت کشور عزیزمان ایران در مناطق ١،٢،٣ و ٤ در دهه گذشته به ساختمان هاي بلندمرتبه تبديل شد و نقشه بزرگراهي آن را تكميل كردند و شهر شد خودرومحور.

پایتخت کشور عزیزمان ایران ٣ برابر گرانتر اداره شد

حداکثر ظرفیت آب شرب و خدمات سکونتی پايتخت ۹ میلیون و ١٠٠ هزار نفر بود ولی آخرين سرشماري سال ٩٥ نشان مي دهد كه جمعيت ساكن در پایتخت کشور عزیزمان ایران به ١٣ میلیون و ٢٦٠ هزار نفر رسيده هست. چگونه مي توان از ادامه سرريز جمعيتي در اين شهر جلوگيري كرد؟ آیا تاكنون راهكارهايي كه براي مهاجرت معكوس از پایتخت کشور عزیزمان ایران اختراع شده است به نتيجه نرسيده است؟ در اين شرايط مديريت شهري يا شوراي عالي شهرسازي چقدر تلاش كرده اند تا از ادامه روند تخريب در پایتخت کشور عزیزمان ایران جلوگيري كنند؟ اينها سوالاتي است كه پيروز حناچي، دبير شوراي عالي معماري و شهرسازي و معاون شهرسازي و معماري وزير راه و شهرسازي در گفت وگو با «شهروند» به آنها پاسخ داد.

او كه همين سِمَت را در دوره رياست جمهوري خاتمي هم داشته هست، حالا جلوگيري از ادامه تمركز در پایتخت کشور عزیزمان ایران را با راهكارهاي تشويقي ممكن مي داند به شرطي كه اجباري در كار نباشد. حناچي اعتقاد است شيوه مديريت فعلي به مشكلات كلانشهر پایتخت کشور عزیزمان ایران دامن زده است: «غيرمتخصص ها تنها از دوره احمدي ن‍ژاد و قاليباف به شهرداري آمدند، در حالي كه اگر قصد شهرسازي باشد بهترين آدم هايي را كه متناسب تخصص آن هستند، گزینش مي كنيم.» او حرف هاي زيادي راجع به اصلاح شيوه درآمدهاي شهرداري دارد و راجع به انتخابات شوراها هم مي گويد: «يكي از معضلاتي كه در وزارت كشور هم است ارزيابي درست تعيين صلاحيت كساني است كه در شورا كانديدا مي شوند. تشخيص اينكه كسي مي خواهد براي زمين بازي به شورا بيايد با كسي كه واقعا براي خدمت قصد ورود به شورا را دارد، سخت است.»

تشخيص اينكه كسي مي‌خواهد براي زمين بازي به شورا بيايد با كسي كه واقعا براي خدمت مي‌آيد كار سختي است

به نظر شما شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران درحال حاضر جايي براي زندگي كردن است؟

چرا نيست؟ هست، منتها نبايد آن را خراب كنيم. پایتخت کشور عزیزمان ایران يكي از مكان هاي منحصربه فرد هست. ما عادت كرده ايم كه هميشه جنبه هاي منفي آن را ببينيم ولی ارتفاعات البرز و كوهپايه هاي آن و منابع آبي داريم؛ اصلا پایتخت کشور عزیزمان ایران به علت داشتن همين قنات ها به وجود آمد. اينها وقت هايي است كه ما آنها را به تهديد تبديل كرده ايم؛ به عنوان نمونه افزايش برداشت از منابع آب زيرزميني باعث شده است است تا زمين دهان باز كند. وقتي ما با طبيعت درست واکنش‌ها نمي كنيم، طبيعت هم كار خود را مي كند چون طبيعتش همين هست. از قديم هم گفته اند آب مسير خود را پيدا مي كند بنابراين وقتي طبيعت مسير خود را پيدا كرد به شكل فروريزش در خيابان ها و پياده روهاي منطقه بازار و قسمت هاي متفاوت شهر خود را نشان مي دهد. متاسفانه مشكل از طرف ما ايجاد مي شود؛ طبيعت مشكلي ندارد.

بله ولی منظور بيشتر وضعيت فيزيكي است كه ما در شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران با آن مواجه هستيم؛ مثل آلودگي هوا و ترافيك هاي سرسام آور.

اين طور كه شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران را مديريت مي كنيم انتظاري جز اين هم نبايد داشته باشيم. اين شيوه مديريت به اين مشكلات شهري دامن مي زند حالا چه در مقياس محلي و چه در مقياس كلان. در مقياس كلان بخش عمده اي از اقتصاد كشور را در پایتخت کشور عزیزمان ایران و اطراف آن متمركز كرديم. زماني كه بخش عمده اي از استقرار جمعيت كشور را با يك فاصله زياد به نسبت تعادل منطقه اي در منطقه عمومي پایتخت کشور عزیزمان ایران انتقال یافته و مستقر مي كنيم، انتظاري جز اين نبايد داشته باشيم. البته تقريبا تمام كلانشهرهاي دنيا در يك دوره اي ازدحام، آلودگي هوا و ترافيك شديد را تجربه كرده اند ولی بعد سعي كردند تا اين معضلات ارزش را حل كنند. مسئولان لندن در دهه ٦٠ ميلادي يك روز به خود آمدند كه ٤ هزار نفر در آلودگي هوا مرده اند. همين اتفاق باعث شد تا تصميم به اداره درست امور بگيرند. اين وضعيت به دليل تمركزگرايي ايجاد شده است بود و اصلي ترين اقدام آنان هم دامن نزدن به آن بود.

پایتخت کشور عزیزمان ایران ٣ برابر گرانتر اداره شد

زدودن تمركز چطور شكل مي گيرد؟

هر اقدامي كه منجر به افزايش تمركز در كلانشهرها مي شود بايد متوقف شود؛ افزايش بي رويه سطوح مسكوني، توسعه صنعت در حوزه نفوذ پایتخت کشور عزیزمان ایران كه كارگران را در رفت وآمد نگه دارد و سرمايه گذاري بيشتر از حد معقول در منطقه از اصلي ترين مصداق هاي آن هست. ضمن اينكه برنامه ريزي ها بايد براساس ظرفيت هاي زيست محيطي منطقه صورت گيرد.

تشخيص اينكه كسي مي‌خواهد براي زمين بازي به شورا بيايد با كسي كه واقعا براي خدمت مي‌آيد كار سختي است

راه حل بعدي چيست؟

بايد طوري برنامه ريزي كنيم تا كساني كه در پایتخت کشور عزیزمان ایران هستند با گزینش خودشان مكان ديگري را براي زندگي گزینش كنند نه به زور.

چطور؟

پایتخت کشور عزیزمان ایران ٣ برابر گرانتر اداره شد

قدم نخست اين است كه كارشان اينجا و محل سكونت ارزش جاي ديگر باشد ولی در كمترين وقت ممكن بتوانند اين مسيرِ محل كار تا منزل را طي كنند. آيا بزرگراه هايي كه داريم ظرفيت جابه جايي اين جمعيت را دارد؟ البته از طريق بزرگراه پایتخت کشور عزیزمان ایران -كرج، پایتخت کشور عزیزمان ایران – رودهن، تهران-بومهن و تهران–ورامين اين جابه جايي تقريبا امكان پذير است ولی اگر بخواهيد تا پرند زميني برويد و خيلي هم شلوغ نباشد يك ساعت و نيم روزانه در راه هستيد. بنابراين بايد راه ها به شبكه حمل ونقل ريلي تجهيز شود يا راه ها را طوري تجهيز کنند كه ظرفيت ترافيكي بيشتري داشته باشد كه البته باز هم سهم شبكه ريلي بايد بيشتر باشد و در همين جا قطار حومه معنا پيدا مي كند؛ مجموعه اي كه قطار شهري و حومه بايد با هم تلاقي داشته باشند.

مردم آیا بايد به اين ايده علاقه نشان دهند؟

در دنيا با راهكارهايي به اين ايجاد علاقه دامن مي زنند؛ به عنوان نمونه اگر در مركز شهر بتوانيد با «آ» ريال زندگي كنيد در جايي كه مدنظر برنامه ريزان هست، مي توانيد با يك سوم هزينه هاي مركز شهر زندگي كنيد كه با ابزارهاي مالياتي و تشويقي محقق مي شود. قطعا سرويس و خدماتي كه مردم در اين مناطق مي گيرند بايد بهتر از سرويس و خدمات مركز شهر باشد؛ اينترنت پرسرعت، خدمات محلي، مراكز خريد و تحصيل فرزندان جزيي از اين خدمات هست. تنها به اين صورت است كه مي توان جمعيت را از مراكز شهر خارج كرد و در مرحله بعد شهرك هاي اقماري اطراف كلانشهر را با ريل به آن جا رساند. بعد از اين مرحله مي توان براي اشتغال مردم در آن جا هم برنامه ريزي كرد تا استقرار جمعيت و فعاليت هر دو در همان جا محقق شود. تمام شهرهاي دنيا كه به نقطه اي از تعادل رسيده اند از اين روش استفاده كرده اند.

آیا ما نمي توانيم از اين روش ها استفاده كنيم؟ آیا بارها راهكارهاي اين چنيني از سوي كارشناسان مطرح شده است است ولی فقط در حد يك راهكار باقي مانده است؟

ما نياز به عقل فعال و نهادي داريم كه دایما توليد فكر و مسأله كند و بعد براي حل مسأله تلاش كند، هم در مقياس حريم و ٢٢ منطقه تهران، هم در مقياس پایتخت کشور عزیزمان ایران بزرگ. شرکت هايي در كلانشهرهاي دنيا ازجمله پاريس و لندن در مقياس منطقه و كلانشهر وجود دارند كه كارشان همين است و با طرح مسأله شروع مي كنند. اين شرکت ها از جنس بخش خصوصي هستند ولي به حاكميت سرويس مي دهند ولی ما فاقد اين هستيم. در دوره هايي تلاش شد اين اتفاق صورت گیرد ولی چون متفرق عمل مي كنيم، هماهنگي بين آنها سخت هست. دوره قبل كه من در همين پست بودم، پایتخت کشور عزیزمان ایران ٢٢ شهر، ١١ فرمانداري و يك استان داشت ولی حالا دو استان، ٥٢ شهر و ٢٢ فرمانداري دارد يعني مدام هم بدتر و خردتر شده است است.

شرايطي كه گفتيد خيلي آرماني است و نياز به وقت زيادي دارد تا به اين سطح برسيم.

راه ديگري وجود ندارد. بايد حتما به اين سمت برويم. براي اين كه به اين سمت برويم بايد حداكثر بهره وري را داشته باشيم و حداكثر بهره وري با بهترين نيروها ممكن است نه با نيروهاي میانگین و نيروهاي دست پايين يا كساني كه تخصص اين كار را ندارند و اصلا اين عنوان را نمي فهمند. بايد تلاش كنيم حداكثر بهره وري را در مديريت شهري پایتخت کشور عزیزمان ایران به وجود بياوريم. البته گلايه اي كه مي كنم شخصي نيست. فقط در دوره احمدي نژاد و بعد از دوره احمدي ن‍ژاد بود كه پست هاي تخصصي شهرداري پایتخت کشور عزیزمان ایران در خدمت آدم هاي غيرتخصصي قرار گرفت.

در معاونت حوزه شهرسازي و معماري شهرداري ها در كلانشهرها آدم هاي غيرمتخصص نداشتيم. وقتي اين كار را مي كنيم يعني قصدمان چيز ديگري جز شهرسازي است در صورتي كه اگر قصد شهرسازي باشد بهترين آدم هايي را كه متناسب تخصص آن هستند، گزینش مي كنيم. اگر افراد تخصصي باشند، ديگر مورد نیاز نيست دنبال شهردار و فرماندار باشيم چون ديگر نيروها خود مي دانند كه چه كارهايی را بايد و چه كارهايي را نبايد انجام دهند. موانعي هم مثل عدم شفافيت و فساد اداري وجود دارد. ما شهرداري هاي مان را به امان خدا رها مي كنيم تا خودشان منابع كسب كنند.

دنبال اين نبوديم كه بدانيم بودجه بهينه اداره شهر چقدر است؟ نپرسيديم آیا اين قدر نيروي علاف در خود جمع كرديد؟ در حالي كه همه اين نيروها حقوق مي خواهند و مجبور مي شوید براي پرداخت حقوق نيروها شهرفروشي كنید. اين اتفاق تناوب غلطي ايجاد مي كند آن هم در شرايطي كه شرايط اقتصادي دولت هم خوب نيست؛ ولی عقل حكم مي كند كه نگذاريم وضعيت مان اينطور بماند. چند سال قبل لندن هم از ترافيك زحمت زيادي مي برد ولی با وجودي كه كمك از يك مليت ديگر براي اداره امورشان سخت بود، مدير حمل ونقل شهري نيويورك را استخدام كردند كه حقوقش از حقوق نخست وزير انگلستان هم بالاتر بود فقط به اين دليل كه تجربه و دانش اين كار را داشت بنابراين با کارها او وضعيت كاملا متحول شد.

بارها از تحولات حرف زده شده است و مسئولاني مثل قاليباف كه آمدند وعده هاي زيادي در مورد حمل ونقل عمومي به خصوص در حوزه حل ترافيك و آلودگي هوا داده اند، ولی عملا نتيجه نداد.

نافي زحماتي كه كشيده شده است نيستم؛ ولی اعتقاد هم نيستم كه عملكرد مديريت شهري مباني نظري روشني را تعقيب مي كند. شهرداري در شرايط بد اقتصادي دولت و تحريم سرمايه گذاري سنگيني در حوزه حمل ونقل عمومي كرده است.

بخش عمده اي از كمك دولت به شهرداري ها از محل فاينانس براي تجهيزات مترو است كه در وقت تحريم غيرممكن بوده است و بار اين بخش را شهرداري به تنهايي بر دوش كشيد ولی متاسفانه در فعاليت ها انسجام نظري وجود ندارد؛ چون كسي كه تشخيص مي دهد بهترين راه براي حل مشكل آلودگي و ترافيك پایتخت کشور عزیزمان ایران توسعه حمل ونقل عمومي هست، نبايد پل صدر را دو طبقه كند؛ دو طبقه كردن صدر يعني توسعه ٥ خط مترو. اگر مباني نظري درست باشد، نبايد از مسير ديگري برويم يا هزينه هايي را به شهر تحميل كنيم كه خلاف آن هست. دو طبقه كردن صدر يعني توسعه حمل ونقل خصوصي نه عمومي. نزديك به يك ميليارد دلار معادل ٥ هزار ميليارد تومان براي آن هزينه شد در حالي كه مي توانست بهتر از اين هزينه شود. خيلي مواقع دانش اين عنوان را نداريم شايد در بخش هايي خوب عمل كنيم ولی در مورد مترو شايد ١٠ متخصص موثر وجود داشته باشد.

شهرداري اين غلط های را در همه حوزه هاي شهرسازي و عمراني انجام داده هست؛ ولی شوراي عالي معماري و شهرسازي به عنوان مرجع نظارت بر طرح جامع و تفصيلي آیا از اين بازار آشفته جلوگيري نكرده است؟

اعتقاد دارم در اين زمينه كارهاي زيادي شده است است به عنوان مثال تعداد برج هاي پایتخت کشور عزیزمان ایران در سال هاي اخير به ٢٥٠ مورد كاهش يافت كه حاصل تغيير رويكرد دولت بود. حالا شهرداري هم مجاب شده است است كه اگر قصد ادامه همان مسير گذشته را دارد، دولت از آن جلوگيري مي كند. ما در شوراي عالي معماري و شهرسازي در برابر تصميمات غلط شهرداري در كميسيون ماده ٥ ايستاديم و تا حدود زيادي طرح جامع و طرح تفصيلي را اصلاح كرديم؛ اگر چه هنوز نمي توانيم ادعا كنيم كه همه ايرادات آن برطرف شده است است.

به طور واضح چند پرونده از تخلفات و كج روي هاي شهرداري به شوراي عالي معماري و شهرسازي آمد و از آن جلوگيري شد؟

در آخرين گزارش عملكرد شوراي عالي شهرسازي تمام اين موارد عنوان شده است هست؛ پرونده شهركي در منطقه حفاظت شده است جنوب شرق تهران، بررسي عملكرد كميسيون ماده ٥ استان ها، پيشنهاد گردش كار جديد به كميسيون هاي ماده ٥ در كل كشور، ارایه گزارش وضعيت حريم پايتخت، وضعيت احداث شهركي در منطقه حفاظت شده است براي استادان دانشگاه علم و صنعت، بررسي مجدد احداث شهرك تماشا، احداث هاي شمال غرب ميدان ونك و لزوم بازنگري طرح مجموعه شهري پایتخت کشور عزیزمان ایران در مقياس متروپوليس كه فراتر از حدود شهرداري پایتخت کشور عزیزمان ایران است از مواردي بود كه ما به آن ورود كرديم. پرونده بوستان مادر را كه فضاي سبز به مجموعه تجاري– اداري تبديل شده است بود به رئيس قوه قضائيه گزارش كرديم كه در نهايت به بازپرسي ارجاع داده شد. مغايرت هاي اساسي طرح تفصيلي پایتخت کشور عزیزمان ایران نسبت به طرح جامع پایتخت کشور عزیزمان ایران كه از كارهاي اساسي بود و در چندين جلسه احصاء شد.

منظورم عملكرد نظارتي شوراي عالي شهرسازي بود.

ما در شوراي عالي شهرسازي تلاش كرديم كيفيت كارمان علمي و استاندارد شود و با سفر به مناطق متفاوت سعي كرديم تا از نزديك با چالش ها آشنا شويم.

-نتيجه اين سفرها چه بود؟

نتايج بررسي ها در كميته فني شورا بررسي و در شورا تبديل به طرح و در نهايت ابلاغ مي شود؛ ولی واقعيت اين است كه ما در شهرهايمان با چالش جدي شهرفروشي مواجهيم و بايد حتما اين معادله را كه «شهر مي فروشيم تا آن را اداره كنيم» متوقف كنيم چون تناوب غلطي است.

اين تناوب چطور متوقف مي شود؟

با تامين منابع مالي براي اداره امور شهر يعني حداقل منابع مورد نیاز براي اداره امور شهر را بايد به شكل سالم تامين كنيم.

تامين منابع مالي اداره امور شهرها وظيفه كجاست؟

چند بخش در دولت ازجمله وزارت كشور، كميسيون زيربنايي و كميسيون كلانشهرها اين وظيفه را برعهده دارند تا لايحه آن را تهيه كنند. بخشي از ماليات هاي محلي براي اداره امور شهر بايد به شهرداري ها داده شود. اين يك وجه قضيه است و از طرف ديگر هزينه هاي جاري شهرداري ها بايد كاهش پيدا كند. شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران مي گويد كه شهر را با ٥ هزار ميليارد اداره مي كند ولی بودجه امسال شهرداري ١٨ هزار و ٥٠٠ ميليارد است كه فاصله زيادي با رقم اعلامي دارد. ممكن است بگويند كه من اين كار را مي كنم ولی طرح هاي عمراني ديگر اجرا نمي كنم در حالي كه مي توان طرح هاي عمراني اجرا و از هزينه هاي زايد جلوگيري كرد. در هيچ جاي دنيا همه هزينه هاي اداره امور شهر از جيب مديريت شهري نيست و هر كس به ميزاني كه از شهر بهره مي برد، هزينه پرداخت مي كند؛ اين راهي است كه بايد به سمت آن برويم. ضمن اينكه بايد كيفيت شوراهاي شهر و شهرداري ها به لحاظ تخصصي افزايش يابد تا از تصميمات غلطي كه در شهر گرفته مي شود، جلوگيري كرد.

از قدرت شوراها و شهرداري حرف مي زنيد در حالي كه شوراي عالي شهرداري هم به تخلفات حوزه شهرسازي ورود جدي نداشته هست، آن هم در شرايطي كه شايد قدرت شوراي عالي شهرسازي در اين زمينه از قدرت شوراي شهر بيشتر هست. آیا تا همين حالا به تخلفات شهرسازي ورود جدي نداشتيد؟

ورود كرديم ولی ما هم مشكلاتي داريم. فرض كنيد ما به شهرداري ابلاغ مي كنيم كه از ادامه فعاليت در هرمزان جلوگيري كند، چون طبق بررسي هاي ما اگر آتش سوزي صورت بگيرد خودروهاي آتش نشاني نمي توانند به برج ها نزديك شوند يا اينكه ساخت وساز خارج از طرح هاي مصوب بوده است ولی وقتي شهرداري به اين عنوان تمكين نكند، از ما هم كاري برنمي آيد چون پليس نداريم كه ابلاغ را اجرا كنيم.

شما هم مي توانيد شكايت كنيد و عنوان را قضائي كنيد.

ضمانت اجرايي قوانين در شوراي عالي شهرسازي بسيار كم هست؛ البته در حال پيش بيني لوايحي براي گارانتی جدي تر هستيم در حالي كه در حوزه زمين هاي كشاورزي وزارت جهاد كشاورزي اگر تشخيص دهد كه ساخت وساز غيرقانوني صورت گرفته است با حضور دادستان مي تواند تخريب كند، بعد مالك هم اگر شكايت داشت مي تواند به مراجع قضائي مراجعه كند. قانون در اين حوزه بسيار محكم است ولی در مورد شوراي عالي شهرسازي اينگونه نيست آن هم در شرايطي كه ما مستقيما با ايمني و سلامت بلندمدت شهروندان سر و كار داريم. فرض بر اين بوده كه همه قانون را رعايت می كنند در حالي كه اينطور نيست به طوري كه گاهي قانونگذار هم قوانين را رعايت نمي كند و ما در همين زمينه با ديوان عدالت اداري چالش داريم.

چرا؟

مالكان در برابر حكم ها دستور توقف مي گيرند در حالي كه اين دستور چارچوب خاصي دارد و براي زماني است كه زيان آني به مالك يا شاكي وارد مي شود. گرفتن دستور توقف خيلي هم سخت نيست ولی لغو كردن آن سخت هست. براي ايمني شهروندان همگي بايد تلاش كنيم. نمي شود كه عده اي تلاش كنند و عده اي هم بر عليه آن. شوراي عالي شهرسازي در حوزه ساخت وساز نفع بخشي ندارد ولی نظام مديريت شهري به واسطه پروانه اي كه صادر مي كند و عوارضي كه مي گيرد، نفع بخشي دارد.

يعني مديريت شهري به دليل نفعي كه از اين ماجرا مي برد، جلوي اين تخلفات را نمي گيرد و شوراي عالي شهرسازي به دليل نبود گارانتی اجرايي؟

ضمانت اجرايي دارد ولی گارانتی اجرايي آن مثل قانون امور اراضي محكم نيست، به عنوان ضابط قضائي تلقي نمي شود و ابزار آن را هم ندارد.

مي توانيد از دادگاه حكم بگيرید.

ضمانت اجرايي قانون مي خواهد و حالا هم در حال تهيه پيش نويس آن هستيم ضمن اينكه تخلف در حوزه شهرسازي بايد جرم آشنا شود. تخلفات شهرسازي در كشور ما جرم آشنا نمي شود و حداكثر مجازات انفصال از خدمت و يك جريمه مختصر است ولی عدول از ضوابط شهرسازي جرم است و بايد مثل مجرم با كننده آن برخورد شود.

وقتي تخلفي در حوزه شهرسازي صورت مي گيرد و مجري قانون در جلوگيري از آن عاجز هست، مي گويند دست هايي پشت پرده هست؛ واقعا اين دست هاي پشت پرده كجا هستند؟

اين دست ها خيلي هم پشت پرده نيست و كاملا روشن است كه اين نهادها كجا هستند. نظام مديريت شهري به يك عارضه اي دچار شده است هست، از يك طرف مسئول را كنترل مي كنيم و از طرف ديگر مي گوييم برو درآمد كسب كن و شهر را اداره كن؛ اين دو عنوان برابر همديگرند. كسب درآمد شهرداري ها را از كاركرد ذاتي خود كه كنترل شهر براي اصلاح شرايط زندگي است در دراز مدت دور مي كند. راه حل آن هم لايحه منابع مالي پايدار است كه دركميسيون هاي دولت در آخرين مراحل هست. متاسفانه به شرايط بد اقتصادي دولت خورده ايم ولی راهي هم جز اين نداريم بايد به سمت آن برويم.

به عنوان دبير شوراي عالي شهرسازي آيا گزارشي از عملكرد ٢٠ ساله شهرداري ها داريد؟

به طور قطع آمدن شوراها تحولي در شهرداري ها و شوراي هاي شهر بود. در شهرهاي كوچك و يا مناطقي كه به جهت بضاعت مالي ضعيف تر بودند، خيلي مثبت نبود ولی در كلانشهرها در مجموع مثبت تلقي مي شود ولی با چالش هاي جدي مواجه است.

ازجمله اينكه در دنيا شوراهاي شهر خارج از تناوب انتقال قدرت نيست به طوري كه نهادهاي مدني و احزاب براي كسب كرسي هاي بيشتر با هم مسابقه مي كنند يا اينكه مسابقه مي كنند تا شورا را بگيرند به اين معنا كه هر چه قدر دولت با نظام مديريت شهري هماهنگ تر باشد، نتايج خيلي بهتر است از طرف ديگر كساني كه رأي نمي آورند براي نقد كردن به رسميت آشنا مي شوند.یكي از معضلاتي كه حالا در وزارت كشور هم هست، ارزيابي درست تعيين صلاحيت كساني است كه در شورا كانديدا مي شوند، يعني تشخيص اينكه كسي مي خواهد براي زمين بازي به شورا بيايد با كسي كه واقعا براي خدمت مي آيد، كار سختي است چون مراجع كنترلي هم راحت تر و راحت تر است.

شايعاتي هم است در مورد اختلافاتي بين شما و شهرداري كه گفته مي شود اختلافاتي در مورد كارهاي ساخت وساز داشتيد كه باعث شده است نسبت به کارها مديريت شهري موضع بگيريد.

من كه ساخت وساز نمي كنم. چه ساخت و سازي؟ هركس ادعا مي كند سند آن را رو كند. صحبت هاي من را از سال ٧٦ به اين طرف كه مسئوليت داشتم، ببینيد تغيير كرده يا نه. من وقت ملك مدني، احمدي ن‍ژاد، الويري و كرباسچي اين حرف ها را زده ام و تا حالا هم هيچ كدام از حرف هاي من تغيير نكرده هست؛ ممكن است حرف ها و ديدگاهم كامل تر شده است باشد ولی تغييري نكرده هست.

واژه های کلیدی: اداره | ایران | شهرداري | شهرسازي | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs